خرید بک لینک

هوالرحمن


 


 



هفته پيش بود كه مرخصي گرفت 


هفته پيش بود كه اضافه كار رسيد 


اومدن دوتايي تو همين پاساژ


كت و شلوار دوماديشو خريد 


 


 هفته پيش بود كه دوتايي اومدن 


آينه شمدونشون رو ديدن 


قيمت لباس عروس گرفتن و 


دوتايي قدم زدن...خنديدن 


 


قول دادن بهم ديگه كه هيچ چيزي 


نذارن عشقشونو خراب كنه


دوتايي برن پيش سدكاظم 


اسم بچه شونو انتخاب كنه 


 


 


ديشب اما بعد حرف و شب بخير 


از دلش گذشت شايد نبينمش...


شايد اين دفعه ي آخري باشه


كه بتونم يه پيام بدم بهش 


 


صب تا حالا دل زن عاشوراس 


خبرا يكي يكي ميباره 


خبر شعله و دود و خاكه 


خبر جهنم آواره 


 


باقي ماجرا رو مي دونين 


جگر منم مثه سرب مذاب 


داره مي جوشه دلم تو دلهره 


داره ميسوزه سرم از التهاب 


 


تو هجوم غصه و دلشوره 


تلفون خانومش زنگ مي خوره 


اشكاشو پاك ميكنه ... صدا ميگه : 


خانومي سفره ي عقدت  حاضره .



 


حامد عسگري

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاپور تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 10:43

صفحه بندی