عاشقي

متن مرتبط با «دسته گل» در سایت عاشقي نوشته شده است

خوش آمدي ، گلي جان .. !

  • نیلوبلاگ

    بسم الله الرحمن الرحيم   توت فرنگي ، در ميان انواع گونه هاي مختلف گياهي ، يکجور ديگر در دلم دلبري مي کرد ... همان روي سرخ و سايبان پهن برگ براي عجيب دلنشين بود ... . توت فرنگي را دوست داشتم ، مخصوصا از همان وقتي که در زيست گياهي ف...

    ادامه مطلب
  • بسيار هستند تنديس هاي گلي زاده شده براي حماقت !

  • نیلوبلاگ

    *هوالرحمن* مي داني ؟!يکبار سرم فرياد کشيدي و هر آنچه خواستي گفتيو من هم  يکبار در تمام طول عمرم سکوت پيشه کردم در برابر حقي که از من ناحق مي کردي !حال ؛مدت هاست که حسرت مي خورم چرا سکوت کرده بودم ...هر باري هم که مرا ببيني ، هرچقدر که لبخند زني و قربان صدقه ام روي و خوب بگويي از من ، باز هم در انتهاي صورتت ؛ آن روز را مي بينم ... !همان چشم هاي جمع شده راهمان دهان باز به فرياد راهمان صورت اخم آلود راهمان صد و سي و پنچ دقيقه ، گريه ي بي وقفه ام راهمان زخم هاي گوشه ي چشمانم وقتي که به پا خواستم ز کابوس هاي شبانه  ...مي داني ؟!من افسرده نيستم ...فقط دير فراموش مي کنم ...فقط گاهي کوچکترين چيز ها را ز ياد نمي برم ...وانمود مي کنم فراموش کرده ام امادير .. خيلي دير ...چرا آد...

    ادامه مطلب